سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

459

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

عبد الجبّار صيرفى نقل كرده ، گويند : عبد اللّه بن احمد بن عثمان از قول محمد بن عبد الرّحمن شيبانى به نقل از على بن محمد بن زبير بجلى و او از هشام بن حاتم اصم از قول پدرش ، از شقيق بلخى نقل كرده ، مىگويد : در سال صد و چهل و نه به قصد حج حركت كردم در بين راه در قادسيه فرود آمدم ناگهان جوانى خوش‌سيماى گندم‌گون را ديدم كه جامه‌اى پشمينه بر تن و ردايى بر دوش و نعلينى بر پا تنها دور از مردم نشسته است ، با خود گفتم : لا بد اين جوان از صوفيان است مىخواهد سربار مردم نباشد به خدا سوگند نزد او مىروم و او را سرزنش مىكنم ! پس نزديك او رفتم وقتى كه ديد من به طرف او مىروم ، گفت : « شقيق : اجْتَنِبُوا كَثِيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ » « 1 » با خود گفتم : اين بندهء صالح خداست كه آنچه در خاطر من گذشته بود به زبان آورد بايد نزد او بروم و از او سؤالاتى بكنم تا در من حالى ايجاد كند ! يك مرتبه از چشمم ناپديد شد وقتى كه در واقصه منزل كرديم ناگهان ديدم نماز مىخواند در حالى كه بدنش مىلرزد و اشك از چشمانش جارى است با خود گفتم نزد او مىروم و از او عذر خواهى مىكنم ، نمازش را مختصر كرد و گفت : « يا شقيق « وَ إِنِّي لَغَفَّارٌ لِمَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً ثُمَّ اهْتَدى » « 2 » . ( 1 ) با خود گفتم : اين از ابدال است كه دو بار از راز دل من سخن گفت ، وقتى كه به منزل زباله رسيديم ناگاه ديدم كنار چاه آبى ايستاده و در دستش مشك كوچكى است مىخواهد آب بكشد و بياشامد ، مشك از دستش به ميان چاه افتاد ، چشم به طرف آسمان گشود و گفت : « انت ربّى اذا ظمئت الى الماء * و قوتى اذا اردت الطّعاما يا سيّدى مالى سواها » « 3 » ( 2 ) شقيق مىگويد : به خدا سوگند كه ديدم آب چاه بالا آمد و آن حضرت مشك آب را برداشت و پر از آب كرد ، وضو گرفت و چهار ركعت نماز خواند سپس به سمت توده‌اى از

--> ( 1 ) حجرات ( 49 ) آيهء 12 : از بسيارى گمانها بپرهيزيد ، كه بعضى از گمانها گناه است . ( 2 ) طه ( 20 ) آيهء 82 : همانا من آمرزنده‌ام آن كه را كه توبه كند و ايمان آورد و عمل شايسته انجام داد و هدايت يافت . ( 3 ) خداوندا وقتى كه من تشنهء آب شوم تو آب آشاميدنى منى و هرگاه گرسنه شوم تو قوت و غذاى منى ( آب و غذاى مرا مىرسانى ! ) خداى من جز آن مشك چيزى ندارم ! ( من جز تو كسى را ندارم مشك آب مرا برسان ) .